محمد مؤمن بن محمد زمان تنكابني
4
تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي )
بر اثر تعاليم اسلامى وتشويقهاى مصادر أمور فصل جديدى در تاريخ طب اسلامى پيدا شد كه در اين دوران مترجمين به كار ترجمه اشتغال ورزيدند وبسيارى از كتب طبي وفلسفي وعلمي يوناني به عربى ترجمه شد . غير از دستهاى كه در شرق ممالك اسلامى به ترجمه وتاليف وتصنيف كتب پرداخته دسته ديگرى در مغرب قلمرو اسلام يعنى تونس والجزيره ومراكش واندلس ( اسپانيا ) نيز به ادامه اين خدمت اشتغال داشتهاند به علاوة غير از دستهء مترجمين دسته ديگرى بنام مؤلفين مىباشند كه پس از مطالعه كامل ترجمه كتب يوناني خود توانستهاند كتبي تأليف وتصنيف نمايند واينان چه در ممالك شرقي وچه در ممالك غربى كشورهاى اسلامى زياد مىباشند كه از اين راه خدمات گرانبهائى به جهان پزشكى نمودهاند منتهى خدماتى كه توسط پزشكان در ممالك شرقي اسلامى به عمل آمده از خدمات پزشكان ممالك غربى گرانبهاتر بوده است . اما در ميان مؤلفين اسلامى عدهء زيادى از أطباء إيراني مىباشند كه كتب ومؤلفات آنان اثر بزرگى در طب اسلامى گذارده است كه بهترين ادوار طب اسلامى را تشكيل مىدهد . بايد گفت قسمت مهمى از كتب اسلامى توسط پزشكان إيراني به رشته تحرير در آمده وايرانيان به بركت اسلام توانستند نقش بسيار بزرگى در طب اسلامى ايفاء نمايند وبزرگترين سهم را در طب اسلامى ايرانيان داشتهاند وحق آن است بگوئيم " طب اسلامى إيراني " . حال كه مطلب بدين جا كشيد بد نيست بدانيم كه اختصاصات طب اسلامى مخصوصا خدمات ايرانيان چه بوده است . پزشكان اسلامى شاگردان بقراط وجالينوس مىباشند كه با كمال دقت كتب طبي آنها را فرا گرفته وبه خوبى از عهدهء اين امر بر آمده وبهترين وبزرگترين تلامذه مكتب آنها هستند كه با كمال تواضع واحترام وفروتنى وصفاتى كه بايد در يك شاگرد وفادار باشد درباره استادان خود قائل بوده وپس از آنكه درس أستاذ را به خوبى فرا گرفتند كم كم بر عقايد وآراء آنان ايراداتى نموده وبر اثر استقلال فكرى توانستند پس از حلاجى كردن كتب اساتيد بر آنها خرده گيرى نموده آنچه كه با عقل وتجربه موافقت داشته قبول ونسبت به آن قسمت كه با عقل وتجربه ( بفراخور معلومات آن زمان منافاة داشته ويا آنكه نقائصى در كتب آنها مشاهده مىنمودهاند ايراد گرفته خود كتب ورسائل گرانبها به رشته تحرير در آوردهاند كه از بزرگترين تأليفات اسلامى است . مثلا رازي پزشك بزرگ إيراني در مقدمه كتاب " شكوك بر جالينوس " از كار خود عذر خواسته ومىگويد : " مقام جالينوس بر هيچكس پوشيده نيست وممكن است بعضي از كوتهنظران مرا بدين كار سرزنش وملامت نمايند ولى فيلسوف وحكيم بر من خرده نخواهند گرفت به دليل آنكه در حكمت وفلسفه تقليد جائز نيست ومىباست از روى دليل وبرهان صحبت وگفتگو به عمل آيد واگر جالينوس زنده مىبود مرا بدين تأليف ستايش مىكرد " . نتيجة كه از اين جنبش عملي پيدا شد آنكه استادان بزرگ اسلامى به وجود آمدند بمانند : علي بن طبري صاحب كتاب " فردوس الحكمة " ومحمد زكرياى رازي قريب صد وچند جلد كتاب ورساله در طب بمانند " حاوي " و " منصورى " و " طب الملوكى " و " مرشد " و " آبله وسرخك " وأمثال ذلك . وابن مندويه أصفهاني كتاب " كافى " وعلي بن عباس مجوسي اهوازى ارجانى كتاب " كامل الصناعة الطبية الملكي " .